تبليغاتX
زنده کشان مرده پرست.....

زنده کشان مرده پرست.....

درباره وبلاگ

اسم.نیلوفر
عشق.فوتبال
داخلی استقلال
خارجی.ایتالیا
رنگ.ابی.سفید

فوتبالیست .فرهادمجیدی امیرحسین صادقی.
ویژگی.بسیارزودرنج.راستگو.خوش بین.حساس.بی حوصله

آیا توجه کرده ای ؟

وقتی از ته دل می خندی

تا چند لحظه ای در حالت مکاشفه ای عمیق بسر می بری .

اندیشیدن متوقف می شود.

نه غیر ممکن است بخندی ودر عین حال بیندیشی ........




فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
پیوندها
ورود خانم ها اکیدا ممنوع
رونالدو
كاكا
فابرگاس
علی
یانگوم جواهری در قصر
فوتبال2007
قالب
عشق پرپر
شادي
الهه
NC BMNJ
استقلال
وبلاگ بین المللی تفریحی ایرانیان
یه سگ عوضی..........
سسک فابرگاس
استقلال ایمان
(رودسر...آرسنال...آ.ث.میلان)
"فقط عاشقا بیان
"وبلاگ طرفداران فابرگاس
(استقلال ایمان)
(هواداران آتیشی وحید جووووون)
هواداران فرهاد مجیدی
شب های روشن(نیما)
یالان دنیا
قیامت
گل سر
دختر شر
اهنگ
فوتبال
شادی جوووووووووووون
kkkkk
صادقی
کلوب
قالب بلگفا

طراحی اختصاصی توسط:
طراحی وب سایت تجاری و قالب وبلاگ
Powered By
BLOGFA.COM
 حتما بخوانید......................................

فراهیم

در تصاویر حكاكی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچكس عصبانی نیست. سوار بر اسب نیست. هیچكس را در حال تعظیم نمیبینید. هیچكس سر افكنده و شكست خورده نیست .هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد . از افتخارهاي ایرانیان این است كه هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است در بین صدها پیكره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد...
 
 
 
 
به کوروش چه خواهيم گفت؟
اگر سر بر آرد ز خاک

اگر باز پرسد ز ما

چه شد دين زرتشت پاک

چه شد ملک ايران زمين

کجايند مردان اين سرزمين

به کوروش چه خواهيم گفت؟

اگر ديد و پرسيد از حال ما

چه کرديد بُرنده شمشير خوش دستتان

کجايند ميران سر مستتان

چه آمد سر خوي ايران پرستي

چه کرديد با کيش يزدان پرستي

به شمشير حق ، نيست دستي

که بر تخت شاهي نشسته است ؟

چرا پشت شيران شکسته است ؟
در ايران زمين شاه ظالم کجاست ؟
هوا خواه آزادگي ،
پس چرا بي صداست ؟
چرا خامش و غم پرستيد، هاي
کمر را به همت نبستيد، هاي

چرا اينچنين زار و گريان شديد

سر سفره خويش مهمان شديد

چه شد عِرق ميهن پرستيتان

چه شد غيرت و شور و مستيتان

سواران بي باک ما را چه شد

ستوران چالاک ما را چه شد

چرا مُلک تاراج مي شود

جوانمرد محتاج مي شود

چرا جشنهامان شد عزا

در آتشکده نيست بانگ دعا

چرا حال ايران زمين نا خوش است

چرا دشمنش اينچنين سر کش است

چرا بوي آزادگي نيست، واي

بگو دشمن ميهنم کيست، هاي

بگو کيست اين ناپاک مرد

که بر تخت من اينچنين تکيه کرد

که تا غيرتم باز جوش آورد

ز گورم صداي خروش آورد

به کوروش چه خواهيم گفت؟

اگر سر بر آرد ز خاک
 
 
 
فراهیم
 
نمی خوام نظر بدید فقط یه کم فکر کنید.....................................

نوشته شده توسط نیلوفر در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 12:50 | لینک ثابت |


مادر.........................

 

 واییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خیلی قشنگه معرکست معرکه اخر احساسه........

 

به نام آنکه تو را پرستید...

سوگند به نام مادر

سوگند به انفاس قدسی خداوند

سوگند به لطافت واژه ی ملکوتی پیوند

سوگند به بوی نافه گشای اسپند

سوگند به نگاه های گرم و نگرانت دوخته بر پهنای در

سوگند به نامت مادر ،

که پرستوی غریبت شب تا صبح از باغ نقره ای آسمان برایت ستاره می چید تا او را ببخشی...

مرا ببخش...

صدایم را پذیرا باش که هیچ چیز جز این صدای بی صدا ندارم تا تو را صادقانه بستاید. 

تا آخرین هجای لحظات زندگی ام مهربانی کن...

ای فرشته ی من ...

 

داستان در مورد یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود او پس از سالها آماده سازی ماجراجویی خود را آغاز کرد. شب بلندی های کوه را تماما در بر گرفت و مرد هیچ چیز را نمی دید همه چیز سیاه بود همان طور که از کوه بالا میرفت چند قدم مانده به قله کوه پایش لیز خورد ودر حالی که به سرعت سقوط می کرد . از کوه پرت شد . در حال سقوط فقط لکه های سیاهی را در مقابل چشمانش می دید. اکنون فکر می کرد مرگ چه قدر به او نزدیک است نا گهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش میان آسمان و زمین معلق بود وفقط طناب او را نگه داشته بود ودر این لحظه سکوت برایش چاره ای نماند جز آنکه فریاد بکشد "خدایا کمکم کن" نا گهان صدای پر طنینی که از آسمان شنیده می شد جواب داد:" از من چه می خواهی؟" ای خدا نجاتم بده! "تـواقعا باور داری که من می توانم تو را نجات دهم؟" البته که باور دارم." اگر باور داری طنابی را که به کمرت بسته است پاره کن..!!! "یک لحظه سکوت... و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد. گروه نجات می گویند که روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند بدنش از یک طناب آویزان بودو با دست هایش محکم طناب را گرفته بود.... و او فقط یک متر از زمین فاصله داشت...

 

 

 

 


 

 

 

 

چرا ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟

چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟

چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟

چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟

چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟

چرا خلبان های کامیکازي از کلاه ایمنی استفاده می کردن؟
(توضيح مترجم: خلبانان ژاپني در جنگ جهاني دوم، كه هواپيماي خودشون رو به ناوهاي آمريكايي مي كوبيدن. يه چيزي تو مايه هاي حسين فهميده ژاپني!)

آیا میشه زیر آب گریه کرد؟

چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟

چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟

چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟

اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟

تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟

 تورو خدا نظر بدید....

 

 

نوشته شده توسط نیلوفر در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 0:20 | لینک ثابت |


 

1-برای اینکه از بچگی تا تونستیم رو پای خودمون وایسیم باید می رفتیم 6 ساعت تو صف نونوایی توقف میکردیم تا 4 تا نون سوخته بگیریم واسه پر کردن شکم خواهر کوچیکه که توی این 6 ساعت داشته با عروسکش بازی میکرده!

 

2-برای اینکه کار نکبت بار آشغال بردن سر کوچه در ساعت 9 شب از قدیم الایام طبق یه قانون نانوشته به عهده ما بوده!

 

3-برای اینکه هر جا خواستیم از یه دری بریم تو جمله نحس "  Ladies First " رفته روی اعصابمون!

 

4-برای اینکه به دلیل ازدیاد بیش از حد دخترای دم بخت در سطح جامعه زیر فشار شدید عمه و خاله و .... جهت امر مقدس ازدواج هستیم!

 

5-برای اینکه دختره رو از کنج  خونه باباش نجات میدیم و به جای اینکه ازمون تشکر کنند با کمال پر رویی از ما نفقه هم میخوان!

 

6-برای اینکه از وقتی انوشه انصاری رفته فضا خانوم ما تو خونه بهونه می گیره و حتی جورابامونم نمی شوره!

 

7-برای اینکه تمام شغلای کثیف و کلاس پایین مثل آشغالانس و راننده تاکسی و حمالی مال آقایونه!

 

8-برای اینکه ما مردا فقط توی روز تولدمون کادو می گیریم اما زنامون توی روز تولدشون و سالگرد بزرگترین خریت بشر(سالگرد ازدواج ترشیدگی) و ولنتاین کوفتی!  و سالگرد و عقد و نامزدی و انرژی هسته ای و  آشنایی و سایر روز های عادی سال!!! انتظار کادو دارن و اسمشم گذاشتن تفاهم فکری و محبت انسانی.

 

9-برای اینکه اسم هر چی گله گذاشتن واسه دخترا اما هر چی اسم ضایعه مال پسراست!

مثال:لاله،نیلوفر،شقایق و ....برای خانوما و غضنفر و صفدر و غلام و....برای آقایون

 

10-برای اینکه شخصیت هایی که توی جک ها به ایفای نقش میپردازند همشون مردن و مهمترین شخصیت زنی که توی یه جک تا حالا به کار گرفته شده ماری خانم(همسر ممد آقا رشتی)بوده که اونم تازه نقش دوم رو داشته!

 

11-برای اینکه ما مردا وقتی بزرگ میشیم بمون میگن خرس گنده شدین اما دخترا وقتی بزرگ میشن بشون میگن خانوم شدن!!!!

 

12-برای اینکه ما مردا باید بریم خواستگاری (حالا پولی که واسه شیرینی و گل و اینا میدی به درک!اون فشار و استرس روحیش -که دختره جواب رد نده یه موقع خدای نکرده- آدمو داغون میکنه)

 

13-برای اینکه موقع ازدواج باید هم خونه بگیریم هم ماشین و بابای بیچاره دختر هم (که البته یک مرده) باید جهیزیه بخره ولی خود دختره تنها انرژی که صرف میکنه حدود 2.56 کالری صرف گفتن کلمه بله میکنه!و یا فوق فوقش 4.87 کالری صرف گفتن جمله با اجازه بزرگترا بعله! 

 

پس ما افتخار می کنیم که زنیم.....

 

نظریادت نره...............

نوشته شده توسط نیلوفر در یکشنبه چهارم فروردین 1387 ساعت 11:42 | لینک ثابت |


 

من میدانم که روزی خواهم مرد مرا

 

 در تابوتی سیاه بگذارید

 


تا همگان بدانند که سیاه بخت بودم

 


چشمان مرا باز بگذارید

 


تا همگان بدانند چشم انتظار از دنیا

 

رفتم

 


دستان مرا از تابوت بیرون بگذارید

 


تا همگان ببینند که به انچه خواستم

 

 نرسیدم

 


و در اخر یک پارچه سیاه روی

 

تابوتم بکشید تا همگان بدانند که

 

هر

 

 

 چه ظلمت

 

 در این دنیا بود کشیدم

 

 

یک روز وقتی به گل نیلوفر نگاه میکردم

                            ترس تموم وجودم رو برداشت که

                              شاید منم یک روز مثل اون تنها بشم

                                                        سریع از کنار مرداب دورشدم

                                حالا وقتی میبینم خودم مرداب شدم

                                               دنبال یک گل نیلوفر  میگردم

                                                که از تنهایی نمیرم

                                 حالا میفهمم گل نیلوفر مغرور نیست

                                              اون خودشو وقف مرداب کرده .... 

 

  

تو را به جای تمام کسانی که نمی شناسم دوست می دارم تو را به جای تمام روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم برای خاطر عطر نان عشق و برای خاطر اولین گناه تو را به جای کسانی که نمی شناسم دوست دارم و ترا به جای کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم.....

 شعرموردعلاقه من......... 

منو درگیر خودت کن تا جهانم زیرو رو شه
تا سکوت هرشب من با هجومت روبرو شه

بي هوا بدون مقصد سمت طوفان تو مي رم
منو درگير خودت کن تا که آرامش بگيرم


با خيال تو هنوزم مثل هر روز و هميشه
هر شب حافظه ي من پر تصوير تو مي شه

با من غريبگي نکن با من که درگير توام
چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام

با من غريبگي نکن با من که درگير توام
چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام من مات تصوير توام


تو همين جايي هميشه با تو شب شکل يه روياست
آخرين نقطه ي دنيا تو جهان من همين جاست

تو همين جايي و هر روز من به تنهاييم دچارم
منو نزدیک خودم کن تا تو رو يادم بيارم

با خيال تو هنوزم مثل هر روز و هميشه
هر شب حافظه ي من پر تصوير تو مي شه


با من غريبگي نکن با من که درگير توام
چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام
 
 


با من غريبگي نکن با من که درگير توام
چشماتو از من بر ندار من مات تصوير توام من مات تصوير توام
 
 
 FOOTBALL is life & Life is beautiful
 
آدمها دروغ می گویند

دروغهای آنها حقیقت است و حقایقشان دروغ...

روزهایشان تکراری ست

دروغهایشان تکراری ست

وجودشان تکراری ست

آنها تظاهر به لذت بردن از این تکرار می کنند

آدمها زیر نقاب شان از یکدیگر بیزارند

ولی با نقاب روی صورتشان به یکدیگر "دوستت دارم" می گویند

من خسته ام ... از این تکرار خسته ام

از این فریبها و دروغها حالم بهم می خورد

از این نقابهای اطرافم  خسته ام !!!
 
 
 
با خود عهد بستم بار ديگر تورا ديدم بگويم از تو دلگيرم ، ولي باز تو را ديدم و گفتم: بي تو مي ميرم
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
                                              

نوشته شده توسط نیلوفر در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت 19:33 | لینک ثابت |


    آیا توجه کرده ای ؟

      وقتی از ته دل می خندی

      تا چند لحظه ای در حالت مکاشفه ای عمیق بسر می بری .

      اندیشیدن متوقف می شود.

      نه غیر ممکن است بخندی ودر عین حال بیندیشی ......

 

 


 

نوشته شده توسط نیلوفر در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 ساعت 14:2 | لینک ثابت |


 

عشق از ديد حاج آقا :استغفرالله باز از اين حرفهاي بي ناموسي زدي
(جمله ي عاشقانه : خداوند همه ي جوانان را به راه راست هدايت كند )

 عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول
(جمله ي عاشقانه : آه عزيزم به اندازه ي سطح زير منحني دوست دارم)

ـ عشق از ديد بقال سر كوچه : والا دوره ي ما عشق... نبود ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو واسمون گرفت
(جمله ي عاشقانه : سكينه شام چي داريم ...)

ـ عشق از ديد اصغر كاردي (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقي
( جمله ي عاشقانه : چاقو خوردتيم لوتي)

ـ عشق از ديد يك دختر دانش آموز كمي بي غم : آه عزيزم كاش الان پيشم بودي، بغلم ميكردي ، سرمو ميزاشتي رو شونه هات
( جمله ي عاشقانه : دوست دارم عزيزم )


ـ عشق از ديد مادر بزرگم : اين حرفهاي بد رو نزن ، راستي اين دختر اقدس خانوم خيلي خانوم و با كمالاتيه ، تازه تحصيل كرده هم هست
(جمله ي عاشقانه : بريم خواستگاری)

ـ عشق از ديد ... (خودتون ميفهميد از ديد كي ) : عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينه ي عمل كردن دماغمو نميدي ... ، واسه ناهار بريم سورنتو، سالي با دوستش هم قراره بياد ، دوست سالي واسش يه ماتيز خريده ( به قول بعضي ها دوو منگل) تو حتي حاضر نيستي واسه من كه اين همه دوست دارم حتي يه پرايد بخري
(جمله ي عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام و ... راستي دوست هم دارم)


ـ عشق از ديد كسي كه باراوله كه عاشق ميشه :عزيزم باور كن حتي يك لحضه بدون تو نميتونم زندگي كنم، تو واسم همه دنيایی
( جمله ي عاشقانه : فدات شم عزيزم خيلي خيلي دوست دارم )

ـ عشق از ديد كسي كه بار اولش نيست : عزيزم خيلي دوست دارم ، باور كن به خاطر تو شبها با پاي برهنه ميخوابم
( جمله ي عاشقانه : آه عزيزم ديرم شده بايد برم )


ـ عشق از ديد يك راننده : "راديات عشق من از برايت جوش آمده" ،" باور نداري بر آمپرم بنگر"
( جمله ي عاشقانه: عزيزم دوست دارم... بو بو بوغ )


ـ عشق از ديد بعضي ها : آه خدا يعني ميشه بياد خواستگاريم ...
(جمله ي عاشقانه : يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت ميكنم بياد خواستگاريم )

ـ عشق از ديد ارازل و اوباش : عشق .. سيخي چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه ، خونه خالي نداري ...
( جمله ي عاشقانه : بوبوغ ... خانوم بيا بالا خوش ميگذره )

ـ عشق از ديد كسي كه در عشق شكست خورده : عشق يعني كشك
( جمله ي عاشقانه : برو كشكتو بساب )

عشق ازنظر من


 

    

 

 

 

 

 
آدمک

 

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همین جاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک خر نشوی  گریه کنی

کل دنیا سراب است بخند

آن خدایی که تو را عاشق کرد

به خدامثل تو تنهاست بخند   

نوشته شده توسط نیلوفر در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 23:55 | لینک ثابت |


 تو کجایی تو کجایی............معلم معلم همچو شمعي است که ميسوزد و هوا را آلوده ميکند پس بياييم دست به دست هم دهيم و معلم ها يمان را گازسوز کنيم

 

 

نوشته شده توسط نیلوفر در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 20:0 | لینک ثابت |


زيباترين قلب
روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيبا ترين قلب را درتمام آن منطقه دارد . جمعيت زياد جمع شدند . قلب او كاملاً سالم بود وهيچ خدشه‌اي بر آن وارد نشده بود و همه تصديق كردند كه قلب او به راستي زيباترين قلبي است كه تاكنون ديده‌اند.مرد جوان با كمال افتخار با صدايي بلند به تعريف قلب خود پرداخت .ناگهان پير مردي جلوي جمعيت آمد و گفت كه قلب تو به زيبايي قلب من نيست .مرد جوان و ديگران با تعجب به قلب پير مرد نگاه كردند قلب او به قدرت تمام مي‌تپيد اما پر از زخم بود. قسمت‌هايي از قلب اوبرداشته شده و تكه‌هايي جايگزين آن شده بود و آنها به راستي جاهاي خالي را به خوبي پر نكرده بودند براي همين گوشه‌هايي دندانه دندانه درآن ديده مي‌شد.در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجود داشت كه هيچ تكه‌اي آن راپرنكرده بود، مردم كه به قلب پير مرد خيره شده بودند با خود مي‌گفتند كه چطور او ادعا مي‌كند كه زيباترين قلب را دارد؟مرد جوان به پير مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخي مي‌كني؛قلب خود را با قلب من مقايسه كن ؛ قلب تو فقط مشتي از زخم و بريدگي و خراش است پير مرد گفت : درست است . قلب تو سالم به نظر مي‌رسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نمي‌كنم. هر زخمي نشانگرانساني است كه من عشقم را به او داده‌ام، من بخشي از قلبم را جدا كرده‌ام و به او بخشيده‌ام. گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است كه به جاي آن تكه‌ي بخشيده شده قرار داده‌ام؛اما چون اين دو عين هم نبوده‌اند گوشه‌هايي دندانه دندانه در قلبم وجود داردكه برايم عزيزند؛ چرا كه ياد‌آور عشق ميان دو انسان هستند.بعضي وقتها بخشي از قلبم را به كساني بخشيده‌ام اما آنها چيزي از قلبشان را به من نداده‌اند، اينها همين شيارهاي عميق هستند .گرچه دردآور هستند اما ياد‌آور عشقي هستند كه داشته‌ام .اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارهاي عميق را با قطعه‌اي كه من در انتظارش بوده‌ام پركنند، پس حالا مي‌بيني كه زيبايي واقعي چيست ؟مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد، در حالي كه اشك از گونه‌هايش سرازيرمي‌شد به سمت پير مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعه‌اي بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پير مرد تقديم كرد پير مرد آن را گرفت ودر گوشه‌اي از قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت .مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود، اما از هميشه زيباتر بودزيرا كه عشق از قلب پير مرد به قلب او نفوذ كرده بود.

نوشته شده توسط نیلوفر در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 17:36 | لینک ثابت |


  هرکجاهستم باشم
 آسمان مال من است
 پنجره فکر هوا عشق زیمن مال من است
 چه اهمیت دارد
 گاه اگر می رویند
قارچ های غربت ؟
 من نمی دانم که چرا می گویند : اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست
 و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
 گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست
واژه باید خود باد ‚ واژه باید خود باران باشد
چترها را باید بست
 زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید برد
عشق را زیر باران باید جست
 زیر باران باید با زن خوابید
زیر باران باید بازی کرد
زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت
 زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه کنون است
رخت ها را بکنیم
آب در یک قدمی است
روشنی را بچشیم
شب یک دهکده را وزن کنیم خواب یک آهو را
 گرمی لانه لک لک را ادرک کنیم
روی قانون چمن پا نگذاریم

 

نوشته شده توسط نیلوفر در شنبه بیستم بهمن 1386 ساعت 22:46 | لینک ثابت |


Copyright © 2007 All Rights Reserved by niloofar123.Blogfa.com .Design by Yas-Design